اؤلوم خبریمی نئجه دویاجاقسان؟
البت اوچ آیدان سورا
مندن خبرسیز
بیر بوزارمیش قزئتین گوشه سینده
بیر کافی شاپدا
پنجره نین سینیقین اورتن بیر جیریق قزئتده
آخ آخ
یادا تلهسیک چورک آلاندا؟
چورک الینی یاندیرماسین دیه
شاطرین وئردیغی اوخونمامیش گؤندهلیکده
یادا کیلوـ کیلو کهنه گؤندهلیکلری ساتاندا
یادا آتانین باغیندا
بیر شیرین پاییز
آلما قوتولارینین ایچینه سالینان کاغاذلاردا
(حاییف کی اوچ آی کیمسه او قزئتی اوخومامیش...)
اما اینانیرام
اؤلوم خبریمی تلویزیوندا،
رادیودا
یادا دوستلارینین آغزیندان
ائشیتمیه جک سن.
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
ترجمه:
چگونه خبر مرگم را میشنوی؟
شاید بعد از سه ماه
بیخبر از من
در گوشهای از یک روزنامهی پاره و رنگ پریده!
که قسمت شکستهی پنجره را پوشانده
توی یک کافیشاپ
آخ ـ آخ...
یا وقتی با عجله نان میخری ...
درست در روزنامهی خوانده نشدهای که نانوا
نان را در آن پیچیده تا دست تو نسوزد.
یا زمانیکه روزنامههای کهنه را میفروشی
یا یک پاییز شیرین
در باغ پدرت
در بین کاغذ پارههایی که کف جعبههای سیب می گذاری.
(افسوس که سه ماه تمام کسی آن روزنامهها را نخوانده...)
اما باور میکنم
خبر مرگم را
از تلویزیون،
از رادیو
و یا از دهان دوستانت نخواهی شنید.
مجموعه شعر دوست خوب تاجیکم رستم آی محمداف(عجمی) منتشر شد.

بگو دوستم داری فقط آهسته بگو، که مرا خواهند کشت
تیراژ: 2200 / انتشارات انجمن قلم ایران
از این مجموعه شعر:
بعد از تو
به هیچ دنیایی وارد نشدم
بعد از تو دستهایم فلج شد
و سرم را به سینهی واژگان گذاشتم
کتابی شدم که آخر نداشت
مرا هر شاعری زمزمه میکرد
برای خزان
درختی شده بودم
که نقّاشان به صورتم رنگ میپاشیدند...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*به زودی با توضیحاتی در مورد شعرهای رستم جان و این کتاب به روز خواهم شد.
طالعین بئله
چکجکسن اوغلوم
عصیان ائتمه
یول بللی
______________
سرنوست تو این است
تحمل خواهی کرد پسرم
عصیان نکن
راه معلوم شده
تهران ـ ۲۵ آذر
تنها توئی که میدانی بارانِ آذرماهِ مهربان چقدر دوستمان میدارد.
تنها تویی که میتوانی در قلب ایران وطنم باشی!